اگر - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 13:45
اگر یک بار دیگر متولد شوندجور دیگری زندگی می کنند شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بودفکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازندمحکم و بی نقص!اما حقیقت ندارد...اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیماگر قدرت تغییر کردن را داشتیماگر آدم ساختن بودیماز همین جای زندگیمان به بعد را می ساختیم! آنتوا...
آمـاده ی سـفـر... - تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 10:51
امـا مـي رومبـايـد ادامـه دادهـنـوز مـانـده ...مـسـيـر طـولانـي و مـقـصـد دورهـم شـادم و هـم غـمـگـيـن !شـادم از پـايـان و غـمـگـيـنـم از پـايـان !کـولـه بـارم را بـسـتـه امآمـاده ي سـفـر ...
تظاهر - تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 7:31
تا آخر عمردرگير من خواهي بودو تظاهر &#
مهم نيست... - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 19:51
اصلاًمهم نيست...تو چند ساله باشیمن همسن و سال تو هستممهم نيست...خانهات کجا باشدبرای يافتنت کافی استچشمهايم را ببندمخلاصه بگويمحالاهر قفلی که میخواهدبه درگاه خانهات باشدعشق پيچکی استکه ديوار نمیشناسد گروس عبدالملکیان
شکرانه - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 19:51
آن قدر به تو نزدیک بودم که تو را ندیدم در تاریکی خود، به تو لبخند می زنم شکرانه روزهایی که کنار تو راه رفته ام. "شمس لنگرودی" تاريخ : جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۶ | 19:59 | نویسنده : میلاد |
خم خانه خواب - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
نمی دانم چه تعبیر از ذهن دست های تو می گذرداما در ژرف خم خانه خواب هایم یک پیاله صبح بیداری برای دست هایت جا مانده است محمدعلی عجمی
تبار پاییزی... - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
تو مگر از تبار پاییزی؟نامت که می آیدشعرهایم رنگین میشودزردقرمزنارنجی;مهره هایم را خوب چیده ام;کیش کندل را;ماتِ نگاه تو شدنرا;عشق است
شاهكار - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
بیا آخرین شاهكارت را بیبینمجسمـه ای با چـشمانی بازخیره به دور دستشاید شرق شاید غربمبهوت یك شكست،مغلوب یك اتفاقمصلوب یك عشق،مفعول یك تاوانخرده هایش را باد دارد می برد...
قطار - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
باد صدایی را از دور زمزمه میکندقطاری در راه استو یک مسافر،که مقصدش دل خالیه من است...عشق را در نگاهش خواهم دیدو او را لمس خواهم کرداو برای من است و من برای او.این انتظار من است،حتی اگر باد دروغ بگوید...
پائیز - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
آسمانش را گرفته تنگ در آغوشابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.باغ بی برگی،روز و شب تنهاست،با سکوت پاکِ غمناکش.سازِ او باران، سرودش باد.جامه اش شولای عریانیست.ورجز،اینش جامه ای باید .بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .باغبان و رهگذران نیست .باغ نومیدانچشم در
حادثه... - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
آنقدر از حادثه پُرمکه وقتی به خانه می رسمتلویزیون، لم می دهد روی کاناپهتا مرا تماشا کند ...خستگی ام می پَرد روی رخت آویزعینک ام با روزنامه ی عصر پاک می شودو چشم هایم می روند بخوابنداما دست هایم هنوز در دست های تودر قدم زدنی پاییزیدر خیابانی جا مانده اند.
پنهانی - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
فکر کردن به تو پنهانی ترین کارزندگی من استو تو ....پنهانی ترین دلتنگی زندگیم،پنهانی ترین لبخندی در صورتم.روز های زیادی ایستکه ساکتمتا دوستت بدارم.
زمزمه آبشار - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
زبان تو بایدپرچم نیلوفر باشدو لب هایت زرورق سپیده دمکه هر چرندی می گویی یا شعر ناب استیا زمزمه آبشار آنوقت برای همین چارخط مدحِ بی قافیهکه مثل باد از کنار گوشت خواهد گذشتمن یک خروار کلام ریز و درشت راغربال کرده ام
مهربان بانو - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
کسی در من هستشبیه مهربانیهای تو،شاید بخاطر همین استوقتی میخندمچهره مهربان تودر من بیداد میکندو انگار...این توئیکه در سفری کوتاهاز قلبم به روی لبهایم پرواز میکنیتا دیگران بدانندچقدر لطیف و دلربائی...مهربان بانو
اگر... - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:57
آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوندجور دیگری زندگی می کنند شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند محکم و بی نقص! اما حقیقت ندارد... اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم اگر آدم ساختن بودیم از همین جای زندگیمان ب...